خانه » رساله » رساله آیت ‌الله سیستانی » احکام نجاسات (آیت الله سیستانی)

احکام نجاسات (آیت الله سیستانی)

136 – نجس کردن خط و ورق قرآن در صورتى که مستلزم هتک حرمت باشد بى اشکال حرام است و اگر نجس شود باید فورا آن را آب بکشند.
بلکه بنابر احتیاط واجب در غیر فرض هتک نیز نجس کردن آن حرام و آب کشیدن واجب است .
137 – اگر جلد قرآن نجس شود در صورتى که بى احترامى به قرآن باشد باید آنرا آب بکشند.
138 – گذاشتن قرآن روى عین نجس مانند خون و مردار اگر چه آن عین نجس خشک باشد در صورتى که بى احترامى به قرآن باشد حرام است .
139 – نوشتن قرآن با مرکب نجس اگر چه یک حرف آن باشد حکم نجس کردن آنرا دارد , و اگر نوشته شود باید آن را آب بکشند یا به واسطه تراشیدن و مانند آن کارى کنند که از بین برود.
140 – در صورتى که دادن قرآن به کافر مستلزم هتک باشد حرام و گرفتن قرآن از او واجب است .
141 – اگر ورق قرآن یا چیزى که احترام آن لازم است , مثل کاغذى که اسم خدا یا پیغمبر یا امام بر آن نوشته شده , در مستراح بیفتد , بیرون آوردن و آب کشیدن آن اگر چه خرج داشته باشد واجب است .
و اگر بیرون آوردن آن ممکن نباشد , باید به آن مستراح نروند تا یقین کنند آن ورق پوسیده است .
و نیز اگر تربت در مستراح بیفتد و بیرون آوردن آن ممکن نباشد.
باید تا وقتى که یقین نکرده اند که به کلى از بین رفته به آن مستراح نروند.
142 – خوردن و آشامیدن چیز متنجس حرام است , و همچنین است خوراندن آن به دیگرى , ولى خوراندن آن به طفل یا دیوانه ظاهرا جایز است , و اگر خود طفل یا دیوانه غذاى نجس را بخورد یا با دست نجس غذا را نجس کند و بخورد لازم نیست از او جلوگیرى کنند.
143 – فروختن و عاریه دادن چیز نجسى که قابل پاک شدن است اشکال ندارد ولى لازم است که نجس بودن آن را به طرف بگوید , به دو شرط ( اول ) آن که طرف در معرض آن باشد که در مخالفت حکم الزامى واقع شود مثل اینکه او را در خوردن یا آشامیدن استعمال نماید و اگر این چنین نباشد لازم نیست بگوید مثلا نجس بودن لباسى را که طرف با آن نماز مى خواند لازم نیست به او بگوید زیرا پاک بودن لباس شرط واقعى نیست .
( دوم ) آنکه احتمال بدهد که طرف به گفته او ترتیب اثر دهد و اما اگر بداند که ترتیب اثر نمى دهد گفتن لازم نیست .
144 – اگر انسان ببیند کسى چیز نجسى را مى خورد یا با لباس نجس نماز مى خواند لازم نیست به او بگوید.
145 – اگر جایى از خانه یا فرش کسى نجس باشد و ببیند بدن یا لباس یا چیز دیگر کسانى که وارد خانه او مى شوند با رطوبت به جاى نجس رسیده است چنانچه او موجب این امر شده باشد باید با دو شرطى که در مساله پیش گذشت به آنان بگوید.
146 – اگر صاحب خانه در بین غذا خوردن بفهمد غذا نجس است باید – با شرط دومى که گذشت – به مهمانها بگوید , و اما اگر یکى از مهمانها بفهمد لازم نیست به دیگران خبر دهد ولى چنانچه طورى با آنها معاشرت دارد که به واسطه نجس بودن آنان خود از جهت ابتلاى به نجاست مبتلا به مخالفت حکم الزامى مى شود باید به آنان بگوید.
147 – اگر چیزى را که عاریه کرده نجس شود باید صاحبش را از نجس شدن آن به دو شرطى که در مساله 143 گذشت آگاه کند.
148 – اگر بچه بگوید چیزى نجس است , یا چیزى را آب کشیده نباید حرف او را قبول کرد.
ولى بچه اى که تکلیفش نزدیک است اگر بگوید چیزى را آب کشیدم , در صورتى که آن چیز در تصرف او باشد یا گفته اش مورد اطمینان باشد قبول مى شود , و همچنین اگر بگوید چیزى نجس است .
( مطهرات ).

149 – دوازده چیز نجاست را پاک مى کند , و آنها را مطهرات گویند : اول آب , دوم زمین , سوم آفتاب , چهارم استحاله , پنجم انقلاب , ششم انتقال , هفتم اسلام , هشتم تبعیت , نهم برطرف شدن عین نجاست , دهم استبراء حیوان نجاستخوار , یازدهم غایب شدن مسلمان , دوازدهم خارج شدن خون از ذبیحه , و احکام اینها به طور تفصیل در مسایل آینده گفته مى شود.
( آب ).

150 – آب با چهار شرط چیز نجس را پاک مى کند : اول آنکه مطلق باشد , پس آب مضاف مانند گلاب و عرق بید چیز نجس را پاک نمى کند.
دوم آنکه پاک باشد.
سوم آنکه وقتى چیز نجس را مى شویند آب مضاف نشود , و در شستنى که بعد از آن , شستن دیگر لازم نیست باید بو یا رنگ یا مزه نجاست هم نگیرد , و در غیر آن شستن تغییر ضرر ندارد , مثلا چیزى را به آب کر یا قلیل بشوید , و دو دفعه شستن در او لازم باشد , در دفعه اول اگر چه تغییر کند , و در دفعه دوم به آبى تطهیر کند که تغییر نکند پاک مى شود.
چهارم آنکه بعد از آب کشیدن چیز نجس اجزاء کوچک عین نجاست در آن نباشد.
و پاک شدن چیز نجس به آب قلیل یعنى آب کمتر از کر شرطهاى دیگرى هم دارد که بعدا گفته مى شود.
151 – توى ظرف نجس را با آب قلیل باید سه مرتبه شست , و همچنین با آب کر و جارى بنابر احتیاط واجب , و ظرفى را که سگ از آنها آب یا چیز روان دیگر خورده باید اول با خاک پاک خاک مالى کرد سپس خاک او را زایل نموده و بعد دو مرتبه با آب قلیل یا کر یا جارى شست , و همچنین ظرفى را که سگ لیسیده اگر در آن چیزى باقیمانده باشد , باید پیش از شستن خاک مالى کرد و اگر آب دهان سگ در ظرفى بریزد بنابر احتیاط لازم باید آن را خاک مالى کرد و بعد سه مرتبه با آب شست .
152 – اگر دهانه ظرفى که سگ دهن زده تنگ باشد باید خاک را در آن بریزند و با شدت حرکت دهند تا خاک به همه آن ظرف برسد , و بعد به ترتیبى که ذکر شد بشویند.
153 – ظرفى را که خوک بلیسد یا از آن چیز روانى بخورد , یا اینکه در او موش صحرایى مرده باشد , با آب قلیل یا کر یا جارى باید هفت مرتبه شست و لازم نیست آن را خاک مالى کنند.
154 – ظرفى را که به شراب نجس شده , باید سه مرتبه بشویند و فرقى بین آب قلیل و کر و جارى نیست .
155 – کوزه اى که از گل نجس ساخته شده و یا آب نجس در آن فرو رفته اگر در آب کر یا جارى بگذارند , بهر جاى آن که آب برسد پاک مى شود.
و اگر بخواهند باطن آن هم پاک شود , باید به قدرى در آب کر یا جارى بماند که آب به تمام آن فرو رود , و اگر ظرف رطوبتى داشته باشد که از رسیدن آب به باطن آن مانع باشد باید خشکش نمایند , و بعدا در آب کر یا جارى بگذارند.
156 – ظرف نجس را با آب قلیل دو قسم مى شود آب کشید : یکى آنکه سه مرتبه پر کنند و خالى کنند , دیگر آنکه سه دفعه قدرى آب در آن بریزند و در هر دفعه آب را طورى در آن بگردانند که به جاهاى نجس آن برسد و بیرون بریزند.
157 – اگر ظرف بزرگى مثل پاتیل و خمره نجس شود , چنانچه سه مرتبه آن را از آب پر کنند و خالى کنند پاک مى شود.
و همچنین است اگر سه مرتبه از بالا آب در آن بریزند , به طورى که تمام اطراف آن را بگیرد , و در هر دفعه آبى که ته آن جمع مى شود بیرون آورند و احتیاط مستحب آن است که در مرتبه دوم و سوم ظرفى را که با آن آبها را بیرون مى آورند آب بکشند.
158 – اگر مس نجس و مانند آن را آب کنند و آب بکشند , ظاهرش پاک مى شود.
159 – تنورى که به بول نجس شده است , اگر یک مرتبه از بالا آب در آن بریزند , به طورى که تمام اطراف آن را بگیرد پاک مى شود , و احتیاط مستحب آن است که این کار را دو مرتبه انجام دهند.
و در غیر بول اگر پس از برطرف شدن نجاست یک مرتبه به دستورى که گفته شد آب در آن بریزند کافى است .
و بهتر است که گودالى ته آن بکنند تا آبها در آن جمع شود و بیرون بیاورند بعد آن گودال را با خاک پاک پر کنند.
160 – اگر چیز نجس را یک مرتبه در آب کر یا جارى فرو برند که آب به تمام جاهاى آن برسد , پاک مى شود.
و در فرش و لباس و مانند اینها فشار یا مانند آن از مالیدن یا لگد کردن لازم نیست , و در صورتى که بدن یا لباس متنجس به بول باشد در کر نیز دو مرتبه شستن لازم است .
161 – اگر بخواهند چیزى را که به بول نجس شده با آب قلیل آب بکشند , چنانچه یک مرتبه آب روى آن بریزند و از آن جدا شود , در صورتى که بول در آن چیز نمانده باشد پاک مى شود مگر در لباس و بدن که باید دو مرتبه روى آنها آب بریزند تا پاک شوند و در هر حال در شستن لباس و فرش و مانند اینها با آب قلیل باید فشار دهند تا غساله آن بیرون آید.
( و غساله آبى است که معمولا در وقت شستن و بعد از آن از چیزى که شسته مى شود , خود به خود یا به وسیله فشار مى ریزد ).
162 – اگر چیزى به بول پسر یا دختر شیر خوارى که غذا خور نشده و بنابر احتیاط کمتر از دو سال دارد نجس شود , چنانچه یک مرتبه آب روى آن بریزند که به تمام جاهاى نجس آن برسد پاک مى شود , ولى احتیاط مستحب آن است که یک مرتبه دیگر هم آب روى آن بریزند.
و در لباس و فرش و مانند اینها فشار لازم نیست .
163 – اگر چیزى به غیر بول نجس شود , چنانچه با برطرف کردن نجاست یک مرتبه آب قلیل روى آن بریزند و از آن جدا شود پاک مى گردد ولى لباس و مانند آن را باید فشار دهند تا غساله آن بیرون آید.
164 – اگر حصیر نجس را که با نخ بافته شده در آب کر یا جارى فرو برند بعد از برطرف شدن عین نجاست پاک مى شود ولى اگر بخواهند آن را با آب قلیل آب بکشند باید به هر طور که ممکن است – اگر چه با لگد کردن باشد – فشار دهند تا غساله آن جدا شود.
165 – اگر ظاهر گندم و برنج و صابون و مانند اینها نجس شود به فرو بردن در کر و جارى پاک مى گردد , و اگر باطن آنها نجس شود چنانچه آب کر یا جارى به وصف اطلاق به باطن آنها برسد پاک مى شوند ولى ظاهرا در صابون و مانند آن هیچ گاه آب مطلق به باطن نمى رسد.
166 – اگر انسان شک کند که آب نجس به باطن صابون رسیده یا نه باطن آن پاک است .
167 – اگر ظاهر برنج و گوشت یا چیزى مانند اینها نجس شده باشد چنانچه آن را در کاسه پاک و مانند آن بگذارند و یک مرتبه آب روى آن بریزند و خالى کنند پاک مى شود و اگر در ظرف نجس بگذارند باید سه مرتبه این کار را انجام دهند در این صورت ظرف هم پاک مى شود , و اگر بخواهند لباس و مانند آن را که فشار لازم دارد در ظرفى بگذارند و آب بکشند , باید در هر مرتبه اى که آب روى آن مى ریزند آن را فشار دهند و ظرف را کج کنند تا غساله اى که در آن جمع شده بیرون بریزد.
168 – لباس نجسى را که به نیل و مانند آن رنگ شده اگر در آب کر یا جارى فروبرند و آب پیش از آنکه به واسطه رنگ پارچه مضاف شود به تمام آن برسد لباس پاک مى شود و اگر با آب قلیل بشویند , چنانچه موقع فشار دادن , آب مضاف از آن بیرون نیاید پاک مى شود.
169 – اگر لباسى را در کر یا جارى آب بکشند , و بعد مثلا لجن آب در آن ببینند چنانچه احتمال ندهند که جلوگیرى از رسیدن آب کرده آن لباس پاک است .
170 – اگر بعد از آب کشیدن لباس و مانند آن خورده گل یا صابون در آن دیده شود چنانچه احتمال بدهند که جلوگیرى از رسیدن آب کرده آن لباس پاک ولى اگر آب نجس به باطن گل یا صابون رسیده باشد ظاهر گل و صابون پاک و باطن آنها نجس است .
171 – هر چیز نجس , تا عین نجاست را از آن برطرف نکنند پاک نمى شود.
ولى اگر بو یا رنگ نجاست در آن مانده باشد اشکال ندارد , پس اگر خون را از لباس برطرف کنند و لباس را آب بکشند و رنگ خون در آن بماند پاک مى باشد , اما چنانچه به واسطه بو یا رنگ یقین کنند یا احتمال دهند که ذره هاى نجاست در آن چیز مانده نجس است .
172 – اگر نجاست بدن را در آب کر یا جارى برطرف کنند بدن پاک مى شود , مگر آنکه بدن به بول نجس شده باشد که در این صورت به یک مرتبه پاک نمى شود , ولى بیرون آمدن و دو مرتبه در آب رفتن لازم نیست بلکه اگر در زیر آب به آن محل دست بکشند که دو مرتبه آب به بدن برسد کفایت مى کند.
173 – غذاى نجس که لاى دندانها مانده اگر آب در دهان بگردانند و به تمام غذاى نجس برسد پاک مى شود.
174 – اگر موى سر و صورت را با آب قلیل آب بکشند چنانچه مو انبوه نباشد براى جدا شدن غساله لازم نیست فشار دهند زیرا به مقدار متعارف خود به خود جدا مى شود.
175 – اگر جایى از بدن یا لباس را با آب قلیل آب بکشند , اطراف آنجا که متصل به آن است و معمولا موقع آب کشیدن آب به آنها سرایت مى کند , با پاک شدن جاى نجس پاک مى شود , به این معنى که آب کشیدن اطراف مستقلا لازم نیست بلکه اطراف و محل نجس به آب کشیدن با هم پاک مى شوند , و همچنین است اگر چیز پاکى را پهلوى چیز نجس بگذارند و روى هر دو آب بریزند.
پس اگر براى آب کشیدن یک انگشت نجس روى همه انگشتها آب بریزند و آب نجس و همچنین آب پاک به همه آنها برسد , با پاک شدن انگشت نجس تمام انگشتها پاک مى شود.
176 – گوشت و دنبه اى که نجس شده , مثل چیزهاى دیگر آب کشیده مى شود.
و همچنین است اگر بدن یا لباس چربى کمى داشته باشد که از رسیدن آب به آنها جلوگیرى نکند.
177 – اگر ظرف یا بدن نجس باشد , و بعد به طورى چرب شود که جلوگیرى از رسیدن آب به آنها کند , چنانچه بخواهند ظرف و بدن را آب بکشند , باید چربى را برطرف کنند تا آب به آنها برسد.
178 – آب شیرى که متصل به کر است حکم کر را دارد.
179 – اگر چیزى را آب بکشد و یقین کند پاک شده و بعد شک کند که عین نجاست را از آن برطرف کرده یا نه , باید دوباره آن را آب بکشد و یقین کند که عین نجاست برطرف شده است .
180 – زمینى که آب در او فرو مى رود مثل زمینى که روى آن شن یا ریگ باشد , اگر نجس شود با آب قلیل نیز پاک مى شود.
181 – زمین سنگ فرش و آجر فرش و زمین سختى که آب در آن فرو نمى رود , اگر نجس شود با آب قلیل پاک مى گردد , ولى باید به قدرى آب روى آن بریزند که جارى شود , و اگر آبى که روى آن ریخته اند از سوراخى بیرون نرود و در جایى جمع شود براى پاک شدن آنجا باید آب جمع شده را با پارچه اى یا ظرفى بیرون آورند.
182 – اگر ظاهر نمک سنگ و مانند آن نجس شود با آب کمتر از کر هم پاک مى شود.
183 – اگر شکر نجس آب شده را قند بسازند و در آب کر یا جارى بگذارند پاک نمى شود.
( زمین ).

184 – زمین با چهار شرط کف پا و ته کفش را پاک مى کند , اول : آنکه زمین پاک باشد , دوم : آنکه بنابر احتیاط خشک باشد , سوم : آنکه بنابر احتیاط لازم نجاست از ناحیه زمین حاصل شده باشد چهارم : آنکه اگر عین نجس مثل خون و بول یا متنجس مثل گلى که نجس شده در کف پا و ته کفش باشد به واسطه راه رفتن یا مالیدن پا به زمین برطرف شود و چنانچه قبلا عین نجاست برطرف شده باشد با راه رفتن یا مالیدن پا به زمین بنابر احتیاط لازم پاک نمى شود و نیز زمین باید خاک یا سنگ یا آجر فرش و مانند اینها باشد و با راه رفتن روى فرش , حصیر و سبزه کف پا و ته کفش نجس پاک نمى شود.
185 – پاک شدن کف پا و ته کفش نجس , به واسطه راه رفتن روى آسفالت و روى زمینى که با چوب فرش شده محل اشکال است .
186 – براى پاک شدن کف پا و ته کفش بهتر است مقدار پانزده ذراع دست یا بیشتر راه بروند , اگرچه به کمتر از پانزده ذراع یا مالیدن پا به زمین نجاست برطرف شود.
187 – لازم نیست کف پا و ته کفش نجس تر باشد , بلکه اگر خشک هم باشد به راه رفتن پاک مى شود.
188 – بعد از آنکه پا یا ته کفش نجس به راه رفتن پاک شد , مقدارى از اطراف آن هم که معمولا به گل آلوده مى شود پاک مى گردد.
189 – کسى که با دست و زانو راه مى رود , اگر کف دست یا زانوى او نجس شود , پاک شدن آن با راه رفتن محل اشکال است .
و همچنین است ته عصا , ته پاى مصنوعى , نعل چهار پایان , چرخ اتومبیل و درشکه و مانند اینها.
190 – اگر بعد از راه رفتن , بو یا رنگ یا ذره هاى کوچکى از نجاست که دیده نمى شود , در کف پا یا ته کفش بماند اشکال ندارد , اگر چه احتیاط مستحب آن است که به قدرى راه بروند که آنها هم برطرف شوند.
191 – توى کفش به واسطه راه رفتن پاک نمى شود.
و پاک شدن کف جوراب به واسطه راه رفتن محل اشکال است مگر اینکه کف آن از چرم یا مانند آن باشد.
( آفتاب ).

192 – آفتاب زمین , ساختمان و دیوار را با پنج شرط پاک مى کند , اول آنکه چیز نجس به طورى تر باشد که اگر چیز دیگر به آن برسد تر شود پس اگر خشک باشد باید به وسیله اى آن را تر کنند تا آفتاب خشک کند.
دوم : آنکه اگر عین نجاست در آن چیز باشد پیش از خشک شدن به تابیدن آفتاب آن را برطرف کنند سوم : آنکه چیزى از تابیدن آفتاب جلوگیرى نکند , پس اگر آفتاب از پشت پرده یا ابر و مانند اینها بتابد و چیز نجس را خشک کند , آن چیز پاک نمى شود , ولى اگر ابر به قدرى نازک باشد که از تابیدن آفتاب جلوگیرى نکند , اشکال ندارد.
چهارم : آنکه آفتاب به تنهایى چیز نجس را خشک کند , پس اگر مثلا چیز نجس به واسطه باد و آفتاب خشک شود , پاک نمى گردد , ولى اگر باد بقدرى کم باشد که نگویند به خشک شدن چیز نجس کمک کرده اشکال ندارد.
پنجم : آنکه آفتاب مقدارى از بنا و ساختمان را که نجاست به آن فرو رفته , یک مرتبه خشک کند.
پس اگر یک مرتبه بر زمین و ساختمان نجس بتابد و روى آن را خشک کند و دفعه دیگر زیر آن را خشک نماید , فقط روى آن پاک مى شود و زیر آن نجس مى ماند.
193 – آف تاب حصیر نجس را پاک مى کند ولى اگر با نخ بافته شده باشد پاک شد نخها محل اشکال است و همچنین پاک شدن درخت , گیاه و در و پنجره به واسطه آفتاب محل اشکال است .
194 – اگر آفتاب به زمین نجس بتابد , بعد انسان شک کند که زمین موقع تابیدن آفتاب تر بوده یا نه , یا ترى آن به واسطه آفتاب خشک شده یا نه آن زمین نجس است , و همچنین است اگر شک کند که پیش از تابش آفتاب عین نجاست از آن برطرف شده یا نه , یا شک کند که چیزى مانع تابش آفتاب بوده یا نه .
195 – اگر آفتاب به یک طرف دیوار نجس بتابد , و به وسیله آن طرفى که آفتاب به آن نتابیده نیز خشک شود بعید نیست هر دو طرف پاک شود.
( استحاله ).
196 – اگر جنس چیز نجس به طورى عوض شود که به صورت چیز پاکى درآید پاک مى شود , مثل آنکه چوب نجس بسوزد و خاکستر گردد , یا سگ در نمکزار فرو رود و نمک شود , ولى اگر جنس آن عوض نشود , مثل آنکه گندم نجس را آرد کنند یا نان بپزند پاک نمى شود.
197 – کوزه گلى و مانند آن که از گل نجس ساخته شده نجس است و اما زغالى که از چوب نجس درست شده چنانچه هیچ یک از خواص حقیقت سابقه در آن نباشد پاک است .
198 – چیز نجسى که معلوم نیست استحاله شده یا نه , نجس است .
( انقلاب ).

199 – اگر شراب به خودى خود یا به واسطه ریختن چیزى مثل سرکه و نمک در آن سرکه شود , پاک مى گردد.
200 – شرابى که از انگور نجس و مانند آن درست کنند یا نجاست دیگرى به آن برسد به سرکه شدن پاک نمى شود.
201 – سرکه اى که از انگور و کشمش و خرماى نجس درست کنند نجس است .
202 – اگر پوشال ریز انگور یا خرما داخل آنها باشد و سرکه بریزند ضرر ندارد بلکه ریختن خیار و بادنجان و مانند اینها در آن اگر چه پیش از سرکه شدن باشد نیز اشکال ندارد , مگر اینکه پیش از سرکه شدن مسکر شده باشد.
203 – آب انگورى که به آتش یا به خودى خود جوش بیاید , حرام مى شود , و اگر آن قدر بجوشد که ذهاب ثلثان شود , یعنى دو قسمت آن کم شود و یک قمست آن بماند , حلال مى شود , و در مساله 114 گذشت که آب انگور بجوش آمدن نجس نمى شود.
204 – اگر دو قسمت آب انگور بدون جوش آمدن کم شود چنانچه باقیمانده آن جوش بیاید اگر عرفا به آن آب انگور بگویند نه شیره بنابر احتیاط لازم حرام است .
205 – آب انگورى که معلوم نیست جوش آمده یا نه حلال است ولى اگر جوش بیاید تا انسان یقین نکند که دو قسمت آن کم شده , حلال نمى شود.
206 – اگر مثلا در یک خوشه غوره مقدارى انگور باشد , چنانچه به آبى که از آن خوشه گرفته مى شود آب انگور نگویند و بجوشد خوردن آن حلال است .
207 – اگر یک دانه انگور در چیزى که به آتش مى جوشد بیفتد و بجوشد و مستهلک نشود , فقط خوردن آن دانه حرام است .
208 – اگر بخواهند در چند دیگ شیره بپزند , جایز است کفگیرى را که در دیگ جوش آمده زده اند در دیگى که جوش نیامده بزنند.
209 – چیزى که معلوم نیست غوره است یا انگور , اگر جوش بیاید حلال است .
( انتقال ).

210 – اگر خون بدن انسان یا خون حیوانى که خون جهنده دارد – یعنى حیوانى که وقتى رگ آن را ببرند خون از آن جستن مى کند – حیوانى که عرفا خون ندارد آن را بمکد به طورى که در معرض آن باشد که جذب بدن آن حیوان گردد همان طورى که پشه از بدن انسان یا حیوان مى مکد آن خون پاک مى شود و این را انتقال مى گویند , و اما خونى که زالو از انسان در مقام معالجه مى مکد چون در معرض آن نیست که جزء بدن او شود و او را خون انسان مى گویند نجس مى باشد.
211 – اگر کسى پشه اى را که به بدنش نشسته بکشد و خونى را که پشه مکیده از او بیرون بیاید ظاهر آن است که آن خون پاک است زیرا در معرض آن بوده که غذاى پشه شود اگر چه فاصله میان مکیدن خون و کشتن پشه بسیار کم باشد ولى احتیاط مستحب آن است که از آن خون در این صورت اجتناب شود.
( اسلام ).

212 – اگر کافر شهادتین بگوید یعنى به یگانگى خدا و نبوت خاتم الانبیاء شهادت بدهد , به هر لغتى که باشد مسلمان مى شود.
و چنانچه قبلا محکوم به نجاست بوده بعد از مسلمان شدن , بدن و آب دهان و بینى و عرق او پاک است , ولى اگر موقع مسلمان شدن , عین نجاست به بدن او بوده , باید برطرف کند و جاى آن را آب بکشد , بلکه اگر پیش از مسلمان شدن عین نجاست برطرف شده باشد , احتیاط واجب آن است که جاى آن را آب بکشد.
213 – اگر موقعى که کافر بوده لباس او با رطوبت به بدنش رسیده باشد و آن لباس در موقع مسلمان شدن در بدن او باشد یا نباشد بنابر احتیاط واجب باید از آن اجتناب کند.
214 – اگر کافر شهادتین بگوید , و انسان نداند قلبا مسلمان شده یا نه پاک است , و همچنین اگر بداند قلبا مسلمان نشده است ولى چیزى که منافى با اظهار شهادتین باشد از او سر نزند.
( تبعیت ).

215 – تبعیت آن است که چیز نجسى به واسطه پاکى چیز دیگر پاک شود.
216 – اگر شراب سرکه شود , ظرف آن هم تا جایى که شراب موقع جوش آمدن به آنجا رسیده پاک مى شود.
و کهنه و چیزى هم که معمولا روى آن مى گذارند اگر با آن نجس شده پاک مى گردد.
ولى اگر پشت ظرف به آن شراب آلوده شود , احتیاط واجب آن است که بعد از سرکه شدن شراب از آن اجتناب کنند.
217 – بچه کافر به تبعیت در دو مورد پاک مى شود ( 1 ) کافرى که مسلمان شود طفل او در پاکى تابع اوست .
و همچنین اگر جد طفل یا مادر یا جده او مسلمان شوند , ولى حکم به طهارت در این مورد مشروط به آن است که بچه همراه آن تازه مسلمان و در کفالت او باشد و همچنین کافرى نزدیکتر از او همراه آن بچه نباشد.
( 2 ) طفل کافرى که بدست مسلمانى اسیر گردد , و پدر یا یکى از اجداد او همراه نباشد , در این دو مورد پاکى طفل به تابعیت مشروط به این است که طفل در صورت ممیز بودن اظهار کفر ننماید.
218 – تخته یا سنگى که روى آن میت را غسل مى دهند , و پارچه اى که با آن عورت میت را مى پوشانند , و دست کسى که او را غسل مى دهد تمام این چیزها که با میت شسته شده است بعد از تمام شدن غسل , پاک مى شود.
219 – کسى که چیزى را که آب مى کشد , بعد از پاک شدن آن چیز دست او هم که با آن چیز شسته شده پاک مى شود.
220 – اگر لباس و مانند آن را با آب قلیل آب بکشند و به اندازه معمول فشار دهند تا آبى که با آن شسته شده جدا شود آبى که در آن مى ماند پاک است .
221 – ظرف نجس را که با آب قلیل آب مى کشند بعد از جدا شدن آبى که براى پاک شدن با آن شسته شده , آب کمى که در آن مى ماند پاک است .
( برطرف شدن عین نجاست ).

222 – اگر بدن حیوان به عین نجس مثل خون , یا متنجس مثل آب نجس آلوده شود , چنانچه آنها برطرف شود , بدن آن حیوان پاک مى شود و همچنین باطن بدن انسان که مثل توى دهان و بینى و گوش باشد به ملاقات نجاست خارجى نجس مى شود و با از میان رفتن آن پاک مى گردد و اما نجاست داخلى مانند خونى که از لاى دندان بیرون مى آید موجب نجس شدن باطن بدن نمى شود و همچنین ملاقات چیز خارجى در باطن بدن با نجاست داخلى آن چیز را نجس نمى کند , بنابر این اگر دندان عاریه در دهان با خونى که از لاى دیگر دندانها بیرون آمده ملاقات کند آب کشیدن آن لازم نیست ولى اگر با غذاى نجس ملاقات کند آب کشیدن آن لازم است .
223 – اگر غذا لاى دندان مانده باشد و داخل دهان خون بیاد غذا به ملاقات با خون نجس نمى شود.
224 – مقدارى از لبها و پلک چشم که موقع بستن روى هم مى آید حکم باطن را دارد پس چنانچه با نجاست خارجى ملاقات کند آب کشیدن آن لازم نیست ولى جایى را که انسان نمى داند از ظاهر بدن است یا باطن آن اگر با نجاست خارجى ملاقات کند لازم است آن را آب بکشد.
225 – اگر گرد و خاک نجس به لباس و فرش خشک و مانند اینها بنشیند چنانچه طورى آنها را تکان دهند که گرد و خاک نجس از آنها بریزد , و چیزى با رطوبت با آنها ملاقات کند نجس نمى شود.
( استبراء حیوان نجاستخوار ).

226 – بول و غایط حیوانى که به خوردن نجاست انسان عادت کرده نجس است , و اگر بخواهند پاک شود , باید آن را استبراء کنند یعنى تا مدتى نگذارند نجاست بخورد و غذاى پاک به آن بدهند که بعد از آن مدت دیگر نجاستخوار به آن نگویند , و احتیاط مستحب آن است که شتر نجاستخوار را چهل روز و گاو را بیست روز و گوسفند را ده روز و مرغابى را هفت یا پنج روز و مرغ خانگى را سه روز , از خوردن نجاست جلوگیرى کنند , هرچند پیش از گذشت این مدت به آنها نجاستخوار گفته نشود.
( غایب شدن مسلمان ).

227 – اگر بدن یا لباس یا چیز دیگرى مانند ظرف و فرش در اختیار مسلمان بالغ یا ممیز طهارت و نجاست باشد و نجس شود و آن مسلمان غایب گردد چنانچه انسان احتمال دهد که او آن چیز را آب کشیده است پاک مى باشد , ولى احتیاط مستحب آن است که آن چیز را پاک نداند مگر با چند شرط زیر : ( اول ) – آنکه آن مسلمان چیزى را که بدن یا لباسش را نجس کرده نجس نداند پس اگر مثلا لباسش با رطوبت به بدن کافر ملاقات کرده و آن را نجس نداند بعد از غایب شدن او انسان نباید آن لباس را پاک بداند.
( دوم ) – آنکه بداند بدن یا لباسش به چیز نجس رسیده است .
( سوم ) – آنکه انسان ببیند آن چیز را در کارى که شرط آن پاکى است استعمال مى کند , مثلا ببیند با آن لباس نماز مى خواند.
( چهارم ) – آنکه احتمال بدهد که آن مسلمان بداند شرط کارى را که با آن چیز انجام مى دهد پاکى است , پس اگر مثلا نداند که باید لباس نمازگزار پاک باشد , و با لباسى که نجس شده نماز بخواند , نباید انسان آن لباس را پاک بداند.
( پنجم ) – آنکه نجس و پاک در نظر آن مسلمان فرق داشته باشد پس اگر او اعتنا به پاکى و نجسى ندارد نباید انسان آن چیز را پاک بداند.
228 – اگر انسان یقین یا اطمینان پیدا کند که چیزى که نجس بوده پاک شده است یا دو عادل بر پاک شدن آن شهادت دهند و مورد شهادت آنان سبب پاک شدن باشد آن چیز پاک است , و همچنین است اگر کسى که چیز نجس در اختیار اوست بگوید آن چیز پاک شده و مورد اتهام هم نباشد , یا مسلمانى چیز نجسى را آب کشیده باشد , اگر چه معلوم نباشد درست آب کشیده یا نه .
229 – کسى که وکیل شده است لباس انسان را آب بکشد , اگر بگوید آب کشیدم و انسان به گفته او اطمینان پیدا کند آن لباس پاک است .
230 – اگر انسان حالى دارد که در آب کشیدن چیز نجس یقین پیدا نمى کند اگر به همان نحوى که افراد متعارف آب مى کشند رفتار نماید کفایت مى کند.
( رفتن خون متعارف ).

231 – خونى که در جوف ذبیحه بعد از کشتن آن به طریق شرعى باقى مى ماند , چنانچه خون به مقدار متعارف خارج شده باشد پاک است , چنانکه در مساله ( 98 ) گذشت .
232 – حکم سابق بنابر احتیاط مختص به حیوان حلال گوشت است , و در حیوان حرام گوشت جارى نیست , بلکه بنابر احتیاط استحبابى در اجزاء محرمه حلال گوشت نیز جارى نیست .

( احکام ظرفها ).

233 – ظرفى که از پوست سگ یا خوک یا مردار ساخته شده , آشامیدن و خوردن چیزى از آن ظرف در صورتى که رطوبتى موجب نجاستش شده باشد حرام است , و نباید آن ظرف را در وضو و غسل و کارهایى که باید با چیز پاک انجام داد استعمال کنند , و احتیاط مستحب آن است که چرم سگ و خوک و مردار را – اگر چه ظرف هم نباشد – استعمال نکنند.
234 – خوردن و آشامیدن از ظروف طلا و نقره بلکه بنابر احتیاط واجب , مطلق استعمال آنها حرام است , ولى زینت نمودن اطاق و مانند آن و نگاه داشتن آنها مانعى ندارد , اگر چه احوط ترک است , و همچنین است ساختن ظروف طلا و نقره و خرید و فروش آنها براى زینت نمودن یا نگاه داشتن .
235 – گیره استکان که از طلا یا نقره مى سازند اگر ظرف به آن گفته شود حکم استکان طلا و نقره را دارد و اگر ظرف به آن گفته نشود استعمال آن مانعى ندارد.
236 – استعمال ظرفى که روى آن را آب طلا یا آب نقره داده اند اشکال ندارد.
237 – اگر فلزى را با طلا یا نقره مخلوط کنند و ظرف بسازند , چنانچه مقدار آن فلز به قدرى باشد که ظرف طلا یا نقره به آن ظرف نگویند استعمال آن مانعى ندارد.
238 – اگر انسان غذایى را که در ظرف طلا یا نقره است در ظرف دیگرى بریزد چنانچه ظرف دوم – به حسب متعارف – واسطه خوردن از ظرف اول نباشد اشکال ندارد.
239 – استعمال بادگیر قلیان , غلاف شمشیر , کارد و قاب قرآن اگر از طلا یا از نقره باشد , اشکال ندارد , ولى احتیاط مستحب آن است که عطردان و سرمه دان و تریاکدان طلا و نقره را استعمال نکنند.
240 – خوردن و آشامیدن از ظرف طلا یا نقره در حال ناچارى به مقدار دفع ضرورت اشکال ندارد , ولى زیاده بر این مقدار جایز نیست .
241 – استعمال ظرفى که معلوم نیست از طلا یا نقره است یا از چیز دیگر اشکال ندارد.

حتما ببینید

فتوای آیت الله سیستانی درباره روزه رمضان در دوره کرونا

آیت الله العظمی سیستانی در این فتوا در پاسخ به استفتایی در مورد روزه ماه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *