خانه » اخبار » تحلیل سرلشکر صفوی از وضعیت ترامپ در انتخابات، تحولات عراق و بحران کرونا

تحلیل سرلشکر صفوی از وضعیت ترامپ در انتخابات، تحولات عراق و بحران کرونا

سرلشکر سید یحیی صفوی در کمیسیون تخصصی حوزه دستیاری و مشاورت عالی فرماندهی معظم کل قوا که به منظور بررسی آثار بحران کرونا بر معادلات جهانی و سیاست‌های منطقه‌ای و انتخابات آمریکا برگزار شد با اشاره به روندها و گستره و عمق پیامدهای این بحران جهانی، گفت: تا زمانی که برای ویروس کرونا واکسن و روش معالجه مؤثر پیدا نشده، نمی توان از گستره و عمق پیامدهای این بحران در مؤلفه های گوناگون اقتصادی، سیاسی، امنیتی، نظامی و تکنولوژیک و حتی فرهنگی و اخلاقی با دقت سخن گفت.

با اینکه تلفات این ویروس از انفلوآنزا کمتر است ولی نگرانی و هراس از سرعت و قدرت شیوع و انتشار آن، بسیاری از عرصه های مناسباتی بشری را تحت تأثیر قرار داده است. ویروس کرونا که ماهیت جنگ بیولوژیک و گمانه زنی های تعمدی بودن آن منتفی نیست، اکنون تقریباً تمامی کشورهای جهان بویژه کشورهای غربی را با بحران مواجه کرده است، این کشورها بسیاری از تعاملات، مناسبات، فعالیت ها و اولویت های خود را به ناچار رها کرده و به دنبال معالجه این بیماری هستند. در طی چهار ماه گذشته، آثار و پیامدهای اولیۀ این بحران، در برخی از عرصه های حیات بشری و یا شاخص ها و ویژگی های رایج جهانی و کشورها چنان ویرانگر و مخرّب بوده که تصویر استمرار و یاگسترش این رخداد بیولوژیکی، هراس و نگرانی های مضاعفی را پیش روی جامعه جهانی قرار داده است.

با اینکه از اولین گزارشهای رسمی در کشورهای غربی مبنی بر شیوع کرونا حدود یکماه می گذرد ولی تولید ناخالص داخلی آمریکا تا بیش از ۳۰ درصد کاهش یافته و بورسهای آمریکا و کشورهای اروپایی تا ۴۰ درصد ارزش خود را از دست داده اند و آمریکا طی سه هفته گذشته ۱۶ میلیون بیکار جدید را ثبت کرده است. چشم انداز اولیه از این پیامدهای ویرانگر اقتصادی در آمریکا، حکایت از تکرار «رکود بزرگ» ۹۰ سال قبل در سال۱۹۲۰ دارد که ده سال به طول انجامید و تولید ناخالص داخلی جهانی را ۱۵ درصد کاهش داد.

در بحران سال 2008، اقتصاد آمریکا رکود یک درصدی را تجربه کرد و اکنون در ارزیابی های اولیه بحران و رکود بزرگتری را پیش بینی کرده اند. به همین دلیل آمریکا به موازات کسری بودجه تقریباً هزار میلیاردی، برای نجات اقتصاد داخلی، یک بودجه 203 تریلیون دلاری را برای تزریق در اقتصاد خود و پوشاندن علائم بحران و یا محدود کردن آن در نظر گرفته است.

از آنجا که مبارزه با شیوع کرونا، متکی به توقف نشاط اجتماعی و اقتصادی و قرنطینه و حفظ فاصله ها در مناسبات اجتماعی است، ولی نیاز مبرم اقتصاد جهانی به حفظ ضربان حیات و یا جبران علائم بحران و رکود، متکی به بازگشت به فعالیتهای اقتصادی است که این امر در نقطه مقابل مبارزه با بحران کرونا قرار دارد و حداقل آثار آن، استمرار بخشیدن به سطحی از موج بیماری است و به همین نسبت، بر عمق و گسترۀ خسارتها و پیامدهای آن افزوده خواهد شد.

با اینکه آمریکا و غرب تا به حال به عنوان مظهر توسعه یافتگی به تصویر کشیده می شدند و استانداردهای خود را به عنوان مدلی برای توسعه یافتگی دیگر جوامع و کشورها معرفی می کردند اما بحران کرونا، تصویر وارونه و واقعیت دیگری را از عدم توسعه یافتگی از غرب نشان می دهد.

 در تصویرسازی های سیاسی و رسانه ای آمریکا پس از جنگ جهانی دوم، آمریکا به عنوان بازیگرمحوری در حل بحران های جهانی بازنمایی شده اما اکنون تصویر ناتوانی آمریکا در مهار کرونا به واقعیت بسیار نزدیک تر است و حتی شاهد بودیم که دولت این کشور دست نیاز و یاری طلبی به سوی چین و کشورهای دیگر دراز کرده است.

چین آثار سلبی در اقتصاد خود را با سرعت و مدیریت قابل ملاحظه کاهش داد و شرایط پایدار برای خود ایجاد کرد اما کاهش 15 در صدی در تراز تجاری این کشور که با نسبت های متفاوتی در تمامی کشورهای جهان وجود دارد اثبات می کند که حجم اقتصادجهانی متأثر از بحران کرونا، حتماً با کاهش و کوچک شدن نسبی روبرو خواهد بود.

 اروپا که تاکنون در کشاکش نوعی ملی گرایی و حفظ پیوند و همبستگی های ائتلافی بسر می برده، امروز بدلیل بحران ناشی از کرونا با یک واگرایی شدید در اتحاد و ائتلافهای رایج و رفتارهای مغایر حقوق بشری، انسانی و معاضدت نسبت به یکدیگر روبرواست و برخی از کشورهای اروپایی به غارت و دزدی از امکانات یکدیگر مشغولند، این در حالی است که چین ارسال کمک به اغلب کشورهای جهان، آمریکا و اروپا و آسیا و بویژه آفریقا را دنبال می کند. برخی از صاحب نظران معتقدند در سرعت مهار بحران کرونا و تولید تجهیزات و امکانات و نیازمندیهای پزشکی، قدرت چین نمادی از قابلیت حکمرانی جهانی در تعریف چینی خواهد بود . این تصویری است که در غرب، آمریکا و اروپا که همواره به عنوان مظهر رفاه، توسعه یافتگی و قدرت بازنمایی و تصویرسازی می شدند، دیده نمی شود.

 این بحران زیستی و بیولوژیک که اولین پیامدهای بزرگ خود را در اقتصاد جهان بجا گذاشته، بشکل زنجیره ای در دیگر عرصه های مناسبات و نشاط بشری و کشورها و دولتها نیز آثار فلج کننده ای بجای گذاشته است.

 ارتش آمریکا در گزارشی که در دیلی بیت منتشر کرده است معتقد است که ۸۰ میلیون نفر در آمریکا احتمال ابتلاء به کرونا دارند و ۲۵ میلیون نفر آنها نیاز به مراقبت ویژه و نیم میلیون نفر نیاز مبرم به بستری شدن خواهند داشت و یک آمار۱۵۰ هزار نفری تلفات را امری بدیهی می دانند. این همان نکته ای است که از زبان ترامپ نیز بعنوان یک گزینه خوب معرفی شده است. در حالی که آمریکا از نقص امکانات پزشکی بشکل فاجعه باری رنج می برند و رسیدگی به سالمندان، سیاه پوستان و کسانی که در منازل دچار بیماری شده اند از اولویت رسیدگی حکومتی آمریکا خارج هستند و بسادگی نیز این تلفات در آمار اعلانی آمریکا جای ندارد.

گزارش ارتش آمریکا به پنتاگون توصیه کرده است که برای عبور از بحران باید وضعیت تمام ارتش این کشور در حال صلح قرار گیرد تا امکان عبور از بحران وجود داشته باشد. شاید بخشی از جابجایی ها و یا عقب نشینی های نظامیان آمریکا از افغانستان، عراق و یا ناو هواپیمابر آمریکا و فرانسه که آلوده به ویروس شده اند و پرچم سفید بر افراشته اند در این راستا معنا دار باشد. این بدان معناست که آمریکا نه تنها در مدیریت بحران در درون کشور (همچنین کشورهای اروپایی ) با مشکل جدی روبروست بلکه در عرصه های نظامی و دنبال کردن سیاستهای امنیتی و نظامی نیز دچار شوک فلج کننده است و باید بسیاری از تدابیر و سیاستهای امنیتی و نظامی خود را در سطح جهانی و منطقه ای مورد بازبینی قرار دهد.

مثلاً حضور پایگاهی آمریکا در جنوب غرب آسیا و یا شرق آسیا که بخش مهمی از سیاست و راهبرد جهانی آمریکااست، فاقد کارکردهای پیش بینی شده در استراتژی های آمریکایی خواهد بود و به نقطه آسیب و تهدید برای آمریکا تبدیل می شود. به همین دلیل است که در یک برداشت سریع و اولیه از دورۀ پساکرونا، بسیاری از نخبگان و صاحب نظران غربی و جهانی، سخن از تغییرات اساسی در نظام جهانی و بسیاری از عرصه های رفتاری و حتی تکنولوژیک، بویژه تکنولوژی های نظامی و تسلیحاتی می زنند.

اگر بحران ویروس کرونا که ماهیت جنگ بیولوژیک و گمانه زنی های تعمدی بودن آن منتفی نیست، با ابعاد خطرناک تر و گسترده تری بکار گرفته شود که این احتمال قابل اغماض نیست، استراتژی های نظامی، ابزارهای نظامی و حتی نقش عناصر نظامی و یا تدابیر و طرح های نظامی و… باید متناسب با این تهدید جدید و ویرانگر باز تعریف شوند. بدیهی است که تکنولوژی نظامی – تسلیحاتی به سمت رباتیک شدن بیشتر و کاهش نقش عنصر و فرد نظامی شتاب خواهد گرفت و پایگاههای نظامی و نظامیان آمریکایی در جهان، جای خود را به مراکز هوشمند نظامی دیگری خواهند داد.

بحران کرونا، گسل های نظام بین الملل را بیشتر کرده و حتی احتمال تشکیل نظم چند قطبی با محوریت قدرت های آسیایی را افزوده است. به قول ریچاردهاس، بحران کرونا به شتاب افول آمریکا و تضعیف آن سرعت بیشتری می دهد.

 به نظر می رسد با تجربه بحران کرونا، مبانی و تعریف از اتحاد و ائتلافهای جهانی را در مسیر بن بست قرار داده است بنابراین باید بدنبال تعریف و مبانی جدید و شکل گیری نظم های جدید قاره ای و منطقه ای و اتحاد و ائتلافهای جدید باشیم. این بدان معناست که نه تنها شاهد جابجایی در جایگاه جهانی و بین المللی و منطقه ای بازیگران خواهیم بود بلکه معادلات جهانی قدرت، نظم بین المللی و بسیاری از قواعد بازی و رفتار در مناسبات بین المللی نیز دستخوش تغییر و تحول خواهد شد. شاید با احتیاط بتوان اینگونه ارزیابی کرد که حداقل تا یکسال آینده، کمترین رخداد و پدیدۀ نظامی و درگیری و جنگ بزرگ و گسترده را شاهد خواهیم بود، هر چند که نگرانی از آینده نامعلوم و هراس از فراز و نشیب در معادلات قدرت، تنش های سیاسی و امنیتی را افزایش خواهد داد.

آنچه بدیهی است تمامی کشورها و بازیگران کوچک و بزرگ ، برای آینده ای نزدیک بدنبال استحکام بخشیدن به مؤلفه های مختلف قدرت، پایداری و مصونیت سازی برای مردم خود هستند و بخشی از این تلاش، در سایه اتحاد و ائتلافهای جدید با طرفهای قابل اتکاء در نظام بین الملل و یا نظام منطقه ای شکل خواهد گرفت. از این منظر ، حکمت و درایت رهبری معظم انقلاب اسلامی در تاکید ویژه (جهش تولید) در شعار امسال و اصرار بر اجرای حتمی شاخص های آن توسط دولت و بخشهای مرتبط، بیشتر نمایان می شود.

اگر در عراق، نظامیان امریکایی تخلیه 5 پایگاه از 14 پایگاه نظامی و استقرار در پایگاه اصلی عین الاسد و حریر و در افغانستان خروج زمان بندی شده را به عنوان بهترین شرایط برای امریکا پذیرفته اند، یکی از دلایل آن را می توان آسیب پذیریهای ناشی از بحران کرونا دانست، چرا که حتی اگر در دو پایگاه عین الاسد و حریر نیز باقی بمانند با چالش بی پاسخ شیوع کرونا، ناچار به ترک و اخراج از عراق هستند. البته پارامترهای بسیار مهم دیگری در عراق و افغانستان نیز مطرح هستند که بر شتاب تصمیم گیری امریکا خواهند افزود.

در یمن، یکباره و به صورت هماهنگ سخن از آتش بس در زبان سعودی ها، انگلیسی ها، امریکایی ها و سازمان ملل به میان می آید، بجز عوامل توازن قدرت جدید و میدانی انصارالله و ارتش یمن، می توان ابعاد آسیب پذیر ابزارهای نظامی ناشی از بیماری کرونا را در آن مؤثر دانست که پاسخ فوری برای حل آن ندارند. به تعبیر دیگر، رفتار نظامی قدرتها و بازیگران دیگر در بحرانهای امنیتی بیانگر درون گرایی و احتیاط است که آمادگی ریسک پذیری جدی از خود نشان نمی دهند.

رژیم صهیونیستی که همواره سیاست خارجی و سیاستهای امنیتی هجومی و پرخاشگر را بهترین راهبرد دفاعی برای خود می داند، در کنار چالش های رنگارنگ درونی اش، در بحران کرونا نیز با فلج نسبی بخشهای مهم نظامی و اقتصادی و اجتماعی خود رو برو است. اگر گمانه زنی ریچارد هارس را در مورد فروپاشی برخی نظامهای ورشکسته را در بحران کرونا جدی بگیریم، این پدیده در بین متحدان عرب امریکا در غرب آسیا و حوزه خلیج فارس و شمال افریقا، بیشتر محتمل خواهد بود. بنابراین رویکرد ائتلاف سازی رژیم صهیونیستی با این رژیم های عربی، اگر از دستور خارج نشود، حتما با یک دوره قابل ملاحظه تاخیر، روبرو خواهد بود.

در مؤلفه های قدرت ملی، انسجام و همبستگی و پیوند ملت و دولتها، همواره از مسیر اعتماد مردم در بحرانها به سیاستهای حاکمیتی قوت یافته و یا دچار سردی و افول می شود. این امری است که در سایه بحران کرونا و نوع رفتار حکومتها با مردم و مواسات و حمایت از اقشار گوناگون تجلی می یابد. این پدیده دو تجربه متضاد را از یکسو در غرب و بویژه امریکا و اروپا و از سوی دیگر تجربه ایران، چین و روسیه (و نمونه های دیگر در آسیا) ثبت کرده است.

اگر شاخص های مقبولیت و مشروعیت و پذیرش در شرایط بحران کرونا، دارای مؤلفه های اجتماعی، اقتصادی، قدرت مدیریت و کارکردهای سیاست داخلی و خارجی باشند، بر خلاف گمانه زنی های یکسال قبل از اوضاع ترامپ در انتخابات ریاستی در آبانماه پیش رو، شانس ترامپ کاهش یافته و حداقل در مؤلفه های ذکر شده اجتماعی، اقتصادی، قدرت مدیریت بحران و کارکردهای سیاست داخلی و خارجی، ترامپ در بدترین شرایط بسر می برد و مهمتر از همه اینکه جامعه امریکایی، از ضریب اعتماد بسیار کمتری نسبت به حاکمیت کنونی برخوردار است.

 اگر بحران کرونا به هر دلیلی در چشم انداز چند ماهه مهار نشود و موج جدید شیوع فراگیری را نشان دهد، شکنندگی و آسیب پذیری های آن در جوامع گوناگون و عرصه های مختلف ، بیش از پیش دامن گیر دولت ها خواهند شد. یکی از راهبردهای دوره ریاستی ترامپ در امریکا در تعاملات منطقه ای، تکیه بر سیاست حفظ حکومتها و نظامهای دیکتاتوری در ازاء پرداختهای باج گونه است. یعنی آمریکا با استفاده از قدرت نظامی خود از این نظامها باید حفاظت کند. این درحالی است که ابزارنظامی امریکا بر اساس توصیه های فرماندهان نظامی ارتش امریکا، نیازمند، شرایط آرامش و صلح برای عبور از بحران کرونا هستند که در صورت استمرار و موج جدید آن، ناتوانی و فلج شدن ابزار نظامی امریکا در این راهبرد، برجسته تر خواهد بود.

اینگونه نیست که تمامی پیامدهای بحران کرونا یا تمامی سختی ها و هراس افکنی آن، سلبی و منفی باشد، بلکه براساس آیه قرآن ( عسی ان تکرهوا شیئا وهو خیرٌ لکم و …) این بحران در ابعاد داخلی و خارجی بسیاری از فرصتها و مزّیت ها را به صورت بالقوه برای ج.ا.ایران تصویر می کند که این نیازمند ارزیابی دقیق از ظرفیتهای خودی و فرصتهای پیش روست و باید با هوشمندی از آن بهره جست.

تنگناهای استراتژیک امریکا در عرصه منطقه ای و جهانی و ناکارآمدی آن در عرصه جهانی و در قیاس با قدرتهای دیگر که ناشی از بحران کرونا و دیگر مؤلفه های موثر است، امریکا برای حفظ مزّیت و امتیازات خود، متوقف کردن شرایط فعلی و از دست ندادن پتانسیل های خود در ابعاد منطقه ای و جهانی را در دستور کار دارد و برای حفظ هیبت و ارعاب رقبای خود بیش از گذشته از جنگ روانی و مجازی بهره خواهد گرفت. این در حالی است که هم اکنون در بالاترین سطح آسیب پذیری، انفعال و فرسایش پذیری قرار دارد.

یکی از نمونه های این تنگناها و آسیب پذیری های راهبردی ، جنگ نفت راه اندازی شده از سوی عربستان بود که در پایان، مجبور به تغییر و تعدیل آن شدند. در عراق ارتش آمریکا با وجودی که تمایلی برای خروج از عراق ندارند ولی با دریافت ضربات تمرینی و محدود مقاومت عراقی، نه تنها باز چینش پایگاهی و خروج محدود را آغاز کرده اند، بلکه برای زمانبندی خروج از عراق نیز رسما به حکومت عراق اعلام آمادگی کرده اند.

همین رخداد با توجه به آسیب پذیریهای بیشتر آنان در افغانستان و سوریه، به موازات عقب نشینی از عراق دنبال خواهد شد، بشکلی که در کل منطقه، حضور پایگاهی امریکا در یکسال آینده با امروز تفاوت جدی خواهد داشت و فرار آمریکا از غرب آسیا را محتمل می سازد. تصویر فرسوده منطقه ای از امریکا در سطوح جهانی نیز تکرار شده ، مقایسه امریکا و اروپا در مقابل روسیه و چین و تصویر پایدار و با ثبات و توانمندی که چین و روسیه از خود نشان داده اند، بعنوان یک موازنه قدرت در عرصه جهانی نشان می دهد. شاید بتوان تحولات ناشی از بحران کرونا را با “ادبیات تافلر”، “موج چهارم” یا “عصر کرونا” نامید.


الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج به حق زینب کبری سلام الله علیها

حتما ببینید

نگرانی سردار جلالی از کاهش جمعیت کشور

ایسنا/ رئیس سازمان پدافند غیرعامل کشور با تاکید بر اینکه زنگ خطر کاهش نرخ موالید …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *