خانه » مهدویت » نشانه های حتمی ظهور

نشانه های حتمی ظهور

در میان نشانه ها شمارى از آنها به روشنى به عنوان : ((علائم حتمى ظهور))، یاد شده اند. منظور از نشانه هاى حتمى در مقابل غیر حتمى ، ظاهرا آن است که تحقق پدیدار شدن آنها، بدون هیچ قید و شرطى ، قطعى و الزامى خواهد بود، به گونه اى که تا آنها واقع نگردند، حضرت مهدى (ع ) ظاهر نخواهد شد. اگر کسى پیش از واقع شدن نشانه هاى حتمى ، ادعاى ظهور مهدى (ع ) را بکند، ادعایى است نادرست .
در برابر اینها نشانه هاى غیر حتمى است ، یعنى مقید و مشروط به امورى هستند که در صورت تحقق آنها، به عنوان نشانه ، پدید مى آیند. به عبارت دیگر، نشانه هاى غیر حتمى ، شاید پدید آیند و شاید پدید نیایند و امام زمان (ع ) ظهور کند. امامان معصوم (ع ) به خاطر مصالحى ، از پدید آمدن آنها در دوره غیبت ، خبر داده اند.
گروهى ، نشانه هاى حتمى را نشانه هایى دانسته اند که در آنها ((بداء)) حاصل نمى شود. بر خلاف نشانه هاى غیر حتمى که ممکن است ((بداء)) حاصل شود و تغییر یابند و یا به کلى حذف شوند.
(( و لعل المراد بالمحتوم ما لا بد من و قوعه و لا یمکن ان یلحقه البداء.))
شاید منظور از حتمى آن باشد که از پدید آمدن آن گریزى نیست و امکان ندارد که ((بداء)) در مورد آن حاصل شود.
در روایتى ((محتوم )) در برابر ((موقوف )) به کار رفته است .(270)
امام باقر(ع ) در تفسیر آیه شریفه :
(( ثم قضى اءجلا و اءجل مسمى عنده (271) .))
مى فرماید:
(( انهما اءجلان ، اءجل محتوم و اءجل موقوف .
قال له حمران : مالمحتوم ؟
قال : الذى لا یکون غیره .
قال : و ما الموقوف ؟
قال : هو الذى لله فیه مشیه (272) …))
آنها دو هنگامند: هنگام محتوم و هنگام موقوف .
حمران از آن حضرت پرسید: محتوم چیست ؟
فرمود: آن که غیر از آن نمى بوده باشد؟
عرض کرد: موقوف چیست ؟
فرمود: آن (رخدادهایى است ) که در آنها مشیتى از خداوند است . شاید پدید آیند و شاید نیایند).
از ظاهر این روایت و روایات به این مضمون ، استفاده مى شود که منظور از ((حتمى ))، یعنى قطعى و مسلم که خداوند تغییر و تبدیل آنها را اراده نکرده است .
البته باید توجه داشت که حتمى و یا مسلم و قطعى بودن وقوع این نشانه ها، به این معنى نیست که پدید نیامدن آنها محال است ، بلکه به حسب فراهم بودن شرایط و مقتضیات و نبودن بازدارنده ها، پدید آمدن آنها اگر خداوند اراده کند، قطعى خواهد بود.
براى روشن شدن این مطلب ، بایسته مى نماید شرح دهیم که رخدادهایى که از پدید آمدن آنها خبر داده شده سه حالت دارند:

  1. برخى از امور مسلم ، به همان گونه که خبر داده اند، پدید مى آیند و هیچ تغییرى در آنها داده نمى شود. این دسته از امور، حوادثى هستند که شرایط اقتضاى آنها فراهم است و مانعى در کار نیست . چنین امورى را هر چند خداوند قادر است تغییر دهد و یا آنها را اصلا بردارد، ولى چون مخالفت و تغییر و حذف آنها با اصول مسلم : ((عدالت )) ((حکمت )) و ((لطف )) خداوند ناسازگار است ، تغییر آنها از سوى خداوند، محال خواهد بود. مانند ظهور حضرت مهدى (ع ) که امکان ندارد تغییر کند، یا اصلا برداشته شود، چنانکه خداوند، توان به انجام ظلم را دارد، ولى انجام آنها بر وى محال است .
  2. دسته اى از رخدادها، مانند حالت نخست ، امورى حتمى و قطعى هستند، ولى تبدیل و برداشتن آنها ناسازگارى با حکمت و عدالت خداوند ندارد. این امور، هر چند از جهت این که اسباب و شرایط ایجاد آنها، وجود دارد و باز دارنده اى هم بر سر راه پیدایش آنها نیست و از این جهت ، حتمى هستند، ولى هیچ اشکالى ندارد که اراده خداوند آنها را تغییر دهد، یا آن را بردارد. نشانه هاى حتمى ظهور، از این گونه اند یعنى از نظر فراهم بودن شرایط و مقتضیات در آن زمان ، پیش بینى شده با نبودن باز دارنده بر سر راه پدید آمدن آن ، تحقق آن قطعى و الزامى خواهد بود. با این حال ، امکان دارد به اراده خداوند تغییر کنند و یا محقق نشوند، پس ‍ حتمى بودن ، به معناى آن نیست که محال است رخ ندهند.
    3.دسته اى از رخدادها، آنهایى هستند که پدید آمدن آنها، در صورتى که بازدارنده اى پیش نیاید و یا مقتضیات آنها موجود باشد، واقع خواهند شد. شمار زیادى از نشانه هاى ظهور که در روایات ، پدیدار شدن آنها در طول دوره غیبت ، پیش بینى شده است و به عنوان نشانه هاى غیر حتمى شمرده مى شوند، از این گونه اند؛ از این روى امکان دارد، پدید نیایند.
    بنابراین ، مى توان نتیجه گرفت که نشانه هاى حتمى ، از جهت فراهم بودن شرایط و نبودن بازدارنده ها، پدید خواهند آمد. ولى محال نیست که خداوند آنها را تغییر دهد.
    از آن جا که در روایات فراوانى ، امامان (ع )، بر مسلم بودن پدید آمدن آنها تاءکید کرده اند، مى توان گفت که اراده خداوند، بر پدید آمدن آنهاست . (273)
    این نشانه هاى حتمى به چه مقدارند؟ در روایات اختلاف است . در شمارى از اخبار، نشانه هاى حتمى ظهور، پنج عدد شده اند.
    عمر بن حنظله مى گوید: از امام صادق (ع ) شده اند.
    عمر بن حنظله مى گوید: از امام صادق (ع ) شنیدم که فرمود:
    (( لا یخرج المهدى حتى تطلع مع الشمس آیه (274) .))
    در این روایت ، گرچه تعبیر ((حتمى )) به کار نرفته ، ولى از سیاق آن پیداست که تا چنین نشانه اى با خورشید ظاهر نشود، حضرت مهدى (عج ) ظهور نخواهد کرد.
    در میان نشانه هایى که بدانها اشاره کردیم ، حتمى بودن نشانه هاى پنجگانه : خروج سفیانى ، خروج یمانى ، صیحه آسمانى ، قتل نفس زکیه و خسف در بیداء روشن است ، زیرا از روایات فراوانى که در میان آنها روایات صحیح نیز وجود دارد، حتمى بودن آنها استفاده مى شود.
    نعمانى مى نویسد:
    (( …ثم حققوا کون العلامات الخمس التى اعظم الدلائل و البراهین على ظهور الحق بعدها، کما بطلوا امر التوقیت .(275) ))
    سپس نشانه هاى پنجگانه را که بزرگ ترین دلیل و نشانه بر آشکار شدن حق است ، ثابت کرده اند همانگونه که مساءله مشخص کردن زمان معین را براى ظهور، باطل کرده اند.
    نعمانى ، در این سخن ، ضمن آن که بر مسلم بودن علائم پنجگانه تاکید مى ورزد، آنها را بزرگ ترین و مهم ترین نشانه هاى ظهور نیز مى داند.
    ولى حتمى بودن سایر نشانه ها مورد اشکال است ؛ زیرا نشانه هایى همچون طلوع خورشید از مغرب ، نداء و اختلاف بین حاکمان بنى عباس ، از روایاتى مانند روایت ابى حمزه استفاده مى شوند که مرسله است و نمى توان بر آن اعتماد کرد. افزون بر این ، چنانکه خواهیم گفت ، احتمال مى رود منظور از ((نداء))، همان صیحه آسمانى باشد که از نشانه هاى پنجگانه بود و ((طلوع خورشید از مغرب )) نیز، گذشته از ضعف سند آن ، بر ظهور خود حضرت مهدى (ع ) تطبیق شده است . از آن جا که این نشانه ها در برخى روایات در ردیف ((و خروج القائم من المحتوم )) آمده این احتمال وجود دارد که از نشانه هاى حتمى بر پایى قیامت ، باشند نه نشانه هاى ظهور.
    همچنین روایت ((ظاهر شدن دستى با خورشید)) اولا، زیادبن مروان (276) در سند روایت توثیق نشده ، ثانیا، در برخى از نسخه ها، به جاى ((کف یطلع من السماء))، ((کسف یطلع من السماء)) است ؛ از این روى ، احتمال دارد، مراد پدید آمدن کسوف باشد.(277)
    ((ظاهر شدن نشانه اى با خورشید))، که به عنوان نشانه حتمى ذکر شده ، سخن معصوم (ع ) نیست ، سخن ابن عباس است .
    غیر از این مواردى که یاد کردیم ، موارد دیگرى نیز در کتابهاى روایى ، به عنوان نشانه هاى حتمى آمده ، ولى با توجه به اسناد ضعیف آنها، نمى توان به حتمى بودن آنها، بلکه به اصل نشانه بودن آنها مطمئن شد بر همین اساس ، شیخ مفید، اصل تقسیم نشانه ها به حتمى و غیر حتمى را امرى مسلم دانسته ، ولى بر این باور است که حتمى بودن همه آنها روشن نیست .(278) بنابراین ظاهرا علائم حتمى ظهور همان پنج تا است که در ادامه مقاله آنها را مورد بحث قرار خواهیم داد.

پی نوشتها :

270- ((بحارالانوار))، ج 52/249.
271- سوره ((انعام ))، آیه 2/.
272- ((وافى ))، ج 2/444؛ ((بحارالانوار))، ج 52/249.
273- ((علامات الظهور و الجزیره الخضراء)) سید جعفر مرتضى عاملى /57 – 69.
274- ((بحارالانوار))، ج 52 / 217.
275- ((کتاب الغیبه ))، نعمانى /282.
276- ((جامع الرواه ))، محمد بن على اربلى ، ج 1/338،دارالاضواء، بیروت .
277- ((بحارالانوار))، ج 52/233.
278- ((ارشاد)) ج 2/370.

منبع : کتاب چشم به راه مهدی نویسنده : جمعى از نویسندگان مجله حوزه


الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج به حق زینب کبری سلام الله علیها

حتما ببینید

خاطره امام خامنه ای از یک نیمه شعبان متفاوت

نشریه خط حزب الله در شماره 231 ، خاطره‌ای از مقام معظم رهبری درباره نابینا …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *